کوری (ژوزه ساراماگو)

کوری (ژوزه ساراماگو)

کوری (ژوزه ساراماگو)

رمان کوری اینگونه آغاز می‌شود:
«چراغ راهنمایی زرد شد و دو ماشینی که ازدیگر ماشین‌ها جلوتر بودند، بر سرعتشان افزودند تا قبل از قرمز شدن چراغ از چهارراه بگذرند. چراغ سبز عابر پیاده که کنار خط‌کشی عرض خیابان بود، روشن شد و مردم منتظر از روی خط‌های سفیدش که روی آسفالت خیابان خودنمایی می‌کرد، گذشتند و به آن سوی خیابان رفتند. راننده‌ها با بی قراری کلاچ را می فشردند و ماشین‌های آماده همچون اسب‌هایی که منتظر فرود شلاق بر…

حتما ببینید

جزوه یا خلاصه کاربرد رایانه در تعلیم و تربیت محمد عطاران

جزوه یا خلاصه کاربرد رایانه در تعلیم و تربیت محمد عطاران جزوه یا خلاصه کاربرد …